تا که آرم رخ زیبای تو را در نظرم

تا کـه آرم رخ زیبــای تـــو را در نظرم



دیده را اشک فرا گیــرد و سوزد جگرم


من نه این بودم و حالم نه چنین بود،


ولی


این بلا از غم هجـــران تـــو آمد به سرم



#fuoad
دیدگاه ها (۳)

می روم حسرت دریای مرا دفن کنیداهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن...

بودنت آرامشی ستکه تزریق می شود درون رگ هایمبا حس نفس هایتتکث...

حکایت دوستی من با تو ،حکایت "قهوه " ایست ،که امروز به یاد تو...

دستهایی که شفامیدهند...مقدس ترازلبهاییهستندکه دعا میخوانند.....

ارغوان شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتا...

عشق من p25دردم زیاد بود بلند شدمو رفتم سمت حموم یه دوش اب دا...

عشق در تاریکی 30<< ویو جونیور >> بد جوری عصابم بهم ریختست ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط