ادامه ی پارت

ادامه ی پارت ⁷

که یوهو..... پاش گیر کردو و کل آب خالی شد روی یک طرف دامیان و کلی از هم عذرخواهی کردن
دامیان : اشکال نداره آنیا

آنیا : چرا داره باید درستش کنم!!!
و
فردا
آنیا برای بکی تعریف کرد و بکی کلی خندید
دیدگاه ها (۰)

پارت 8فردا ی اون اتفاقات:هندرسون:قراره بریم اردوبچه ها:هوراا...

پارت9بچه ها رفتند داخل چادر هاشون  و وسایل هاشونوگذاشتنبکی:ا...

پارت ⁷از زبان نویسنده:  وقتی رقصیدنند هندرسون نام برنده ها ر...

پارت ⁶که ... معلم میاد و میگه ساعت جشن تغییر کرده !!زمان جشن...

رمان حسم به تو.... فصل2 بعد از دوست شدن

رمان حسم به تو.... فصل2 بعد از دوست شدن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط