وقتے معجـزه تویے

وقتے معجـزه تویے

دیگر هیـچ اتفـاق تـازه اے

جـز دوسـت داشتنـت نمے افتد
دیدگاه ها (۰)

آنقدر از عشق می گویمآنقدر می نویسمکه صدای سکوت مندنیا را پر ...

میزنم بر لب تو بوسهو جان می گیرممن در آغوش توحسهیجان می گیرم...

همه چیز یک روز درست میشه ولی من دیگه هیچوقت به این سن برنمی ...

تا درد کسی رو حس نکردیرفتارش روقضاوت نکنقاضی فقط خداست !

هر صبح سرآغاز یڪ ماجراجویےستاین تویے کہ بہ آن جان مےبخشےمےخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط