پارت ۲
پارت ۲
ساعت ۱۲ ظهر_یونگی:
بعد از دیدن جای تیغ رو دست،زخم های متنوع و جدید رو بدن جیمین و صورت درهم رفته اش بخاطر درد جسمی بهم ریخته بودم و فقط فکر میکردم.با خودم میگفتم غیر ممکنه جیمین با خودش اینکارو کنه.شاید زخم تیغ رو دستش رو احتمال میدادم ولی اون زخما رو بدنش رو نه.غیر ممکن بود.پس تصمیم گرفتم جیمین رو دو الی سه روز بیارم پیش خودم تا یکم توی خونه اش رو بگردم پس بعد از تمرین موقعی که داشتم میرسوندمش مسیرم رو عوض کردم به سمت خونه ی خودم.ولی دیدم جیمین نفساش تند و بریده بریده شده و داره ناخن هاش میکنه توی پوست کف دستش
یونگی:اتفاقی افتاده مینی؟
جیمین:ن-نه،ف-فقط چرا داریم میر-میریم خونه ی تو
لکنت جیمین برای یونگی تعجب اور نبود.چرا که یونگی دیده بود جیمین گوشه گیر و ترسو تر از قبل شده.ولی درباره ی لکنتاش یه دروغ بزرگ و مسخره گفته بود "تو خونه یکدفعه سوسک دیدم و ترسیدم،بعدش اینجوری شدم" دروغ مسخره ی جیمین این بود.
ساعت ۱۲ ظهر_یونگی:
بعد از دیدن جای تیغ رو دست،زخم های متنوع و جدید رو بدن جیمین و صورت درهم رفته اش بخاطر درد جسمی بهم ریخته بودم و فقط فکر میکردم.با خودم میگفتم غیر ممکنه جیمین با خودش اینکارو کنه.شاید زخم تیغ رو دستش رو احتمال میدادم ولی اون زخما رو بدنش رو نه.غیر ممکن بود.پس تصمیم گرفتم جیمین رو دو الی سه روز بیارم پیش خودم تا یکم توی خونه اش رو بگردم پس بعد از تمرین موقعی که داشتم میرسوندمش مسیرم رو عوض کردم به سمت خونه ی خودم.ولی دیدم جیمین نفساش تند و بریده بریده شده و داره ناخن هاش میکنه توی پوست کف دستش
یونگی:اتفاقی افتاده مینی؟
جیمین:ن-نه،ف-فقط چرا داریم میر-میریم خونه ی تو
لکنت جیمین برای یونگی تعجب اور نبود.چرا که یونگی دیده بود جیمین گوشه گیر و ترسو تر از قبل شده.ولی درباره ی لکنتاش یه دروغ بزرگ و مسخره گفته بود "تو خونه یکدفعه سوسک دیدم و ترسیدم،بعدش اینجوری شدم" دروغ مسخره ی جیمین این بود.
- ۲۲۱
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط