زمان میگذشت اما هرکاری میکردم نمیتونستم کاری کنم که با حریف هایی که براش ...

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/
ᴾᵃʳᵗ ⁵
.
.
زمان میگذشت اما هرکاری میکردم نمیتونستم کاری کنم که با حریف هایی که براش میفرستم خسته کنمش یا کارام باعث شه دیگه نخواد ادامه بده ، هر سه نفری که باهاش رو در رو کرده بودم رو یا ناک‌داون ( زمین زدن ) و یا ناک‌اوت کرده بود و این چیزی نبود که امتیازش به تنهایی نزاره به دور بعدی بره یا حرفیش نخواد انصراف بده
یه داوطلب بیشتر نمونده بود تا بتونم بهش بدم و بعد اگر به احمق بودنش ادامه میداد VIP هارو هم به مبارزه میکشید
ملودی : شماره یازده باخت و شماره هفت برنده شد . شماره هفت آیا حریف بعدی رو میپذیری ؟ این دومین بردته
به چشمام طوری نگاه کرد که انگار میگفت " تو چی فکر میکنی ؟ " و بعد از تک خنده ای بلند و کشیده گفت
کوک : نِ
و بعد از رینگ پایین پرید و بطری آبی که بهش داده بودم رو برداشت و کمی ازش خورد
ملودی : دو دقیقه دیگه مسابقه بعدی شروع میشه
باید از پذیرش VIP ها منصرفش میکردم ، به هر دوی اونها اطمینان داده بودم که نمیزارم کسی اونقدری پیش بره که به مرحله مبارزه با VIP ها برسه . این پسر باعث شد که امشب بیشتر از تمام عمرم روی رینگ برم . همونطور که به سمتش میرفتم کلماتی که میخواستم بهش بگم رو توی ذهنم پشت سر هم میچیندم . سرش پایین بود اما همینکه صدای پاهام رو شنید سرش رو بالا اورد و بهم نگاه کرد ، روبه‌روش روی دو پام نشستم ( غورباقه ای.. امیدوارم فهمیده باشی )
ملودی : تا کِی میخوای ادامه بدی ، همین الانشم پول خوبی به جیب میزنی
نگاهش رو نمیدزدید
کوک : زود میری سر اصل مطلب اما من چیز خاصی نمیخوام ، فقط برای تفریح اومدم
ابروهام رو توهم کشیدم ، میتونستم از لحنش بفهمم که این تموم خواسته‌ش نیست
ملودی : تفره نرو چی میخوای ، اگر بحث پوله بَستِته ، ولع نداشته باش ، عضلاتت کم کم خسته میشه همین الانم به زور میتونی نفر بعد رو هندل کنی
پوزخندی زد و سرش رو پایین برد و بعد توی چشمام نگاه کرد
کوک : راجب اون نگران نباش ، اگر کسی نتونه کسی رو هندل کنه اون تویی
چند ثانیه ای طول کشید که بتونم نگاه و حرفش رو به هم تتبیق بدم و درک کنم که داره راجب چی حرف میزنه . ابروهام رو بیشتر توهم کشیدم و درحالی که سعی میکردم با مشت بیهوشش نکنم از جا بلند شدم
ملودی : اگر VIP هارو بپذیری خودم وارد رینگ میشم
نمیدونستم قبلا دیده که چطور مردای گنده تر و باهوش تر از خودش رو چطور به زمین میزنم یا نه ، و نمیدونستم این حرفم اونو سرجاش میشونه یا بیشتر به مبارزه مشتاق میکنه فقط گفتمش و روم رو برگردوندم و سمت صندلی رفتم . درحالی که روی صندلی میشستم اعلام کردم
ملودی : شماره ۱۴ و ۷ وارد رینگ شین . مسابقه تا ده ثانیه دیگه شروع میشه
وقتی زمان استراحت به پایان رسید و هردوی اونها توی رینگ رفتن گفتم
ملودی : شروع کنین
درحالی که هر لحظه به باخت شماره ۱۴ مطمئن تر میشدم به حرفش فکر کردم ، از روزی که مسابقات رو برگزار میکردم اون اینجا میومد اما هربار به عنوان تماشاچی ، تقریبا ۳ سالی میشه و این اولین باری بود که توی رینگ میدیدمش ، و اگر واقعا این همه مدت بخاطر همین تمرین کرده باشه و الان تصمیم به قطعی کردن خواستش داشته باشه باید کمی بترسم..
با صدای دست و جیغ تماشاچی ها به خودم اومدم ، باخته بود ، میکروفن رو برداشتم
ملودی : شماره ۱۴ بازنده و شماره ۷ رو برنده اعلام میکنم . VIP اول و VIP دوم آماده شین و پنج دقیقه دیگه روی سکو باشید
کمی صبر کردم و قبل از اینکه به طور رسمی ازش بپرسم که میخواد VIP ها رو بپذیره به سمتش داخل رینگ رفتم
ملودی : چیکار میخوای بکنی
تک خنده‌ای مردونه کرد و بعد گفت
کوک : بستگی داره تو بخوای چیکار کنی
دیدگاه ها (۱)

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/ᴾᵃʳᵗ ⁶..اعصابم رو بهم ریخته بود ، حال اینکه بخوام...

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/ᴾᵃʳᵗ ⁷..کل محوطه توی سکوتِ سنگینی رفت و حتی جیسون...

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/ᴾᵃʳᵗ ⁴..جَب ، هوک و در نهایت با تمام قدرت آپرکات ...

/ℛℐ𝒩𝒢 ℳ𝒜𝒮𝒦/ᴾᵃʳᵗ ³..کمی صبر کردم تا اگر کسی چیزی میخواست بپرس...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁴..حقیقتا ، انگار بخشیده بودمش ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵³ ..داشتم بغض میکردم ، نمیخواست...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁷..بک‌میون : سلام ملودیملودی : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط