اجباری...

𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟖

................... بعد از آزمایش و بعد از ترخیص....................

+تهیونگ اون دختره کی بود؟
_وایسا بریم تو ماشین ببینم چی شده
+......
_ چی میگی؟
+اون دختره که مرخصم کرد
_اون؟ هیچکی
+نهههه اون داشت بهت نگاه میکرد و تو هم....«بلند»
_هر کی یعنی نگام کنه یعنی دوستم داره؟ اره؟ «یکم داد »
+نه تو بهش چشمک زدی
_ زدم که زدم به تو چه مگه مهمه؟
+تهیونگ «متعجب»
_صدام نکن
+من... من...
_من من نکن بدم میاد
+چ.. چی تهی..
_ساکت شوووو« داد»
+من منظوری......«بغض»
_( سیلی به ا.ت)
+باش متاسفم من میرم ببخشید «بغض»
ا. ت ویو:
از ماشین پیاده شدم و رفتم تو خیابون شکمم به اندازه بزرگ شده بود
وقتی پیاده شدم تهیونگ بلافاصله رفت
«راهنمایی ات مادر زادیه ناراحتی قبلی داره و هی بیهوش میشه »
یهو قلبم تیر کشید و شکمم درد گرفت 😭 نمیتونستم نفس بکشم پدر مادرم نیستن بهتون گفتم که ازدستشون دادم خواهر برادر هم ندارم و تهیونگ هم نمیذاشت با کسی دوست شم و حتی هم اجازه نمیداد که با دوستام ارتباط بگیرم فقط تهیونگ بود و الانم دیگه نیست فقط من موندم و دخترم 😭
+ببخشید مامانی من مراقبتم من کنارتم فقط 4 ما دیگه مونده طاقت بیار عزیزم
شکمم رو گرفتم و نشستم روی یکی از نیمکتای پارک و داشتم برای حل کردن مسئله خودم فکر میکردم و به حال خودم گریه میکردم که دیدم یه مرد تو ماشین از دور داشت نگاهم میکنم ترسیدم و گریه کردم که سرم گیج رفت دیدم تو تا مرد داشتن نزدیکم میشدن که فرار کردم و رفتم داخل یکی از کتاب خونه ها گریم گرفت و سعی کردم آروم بغضم رو کنترل کنم
که زنه مسئول کتاب خونه رو دیدم اون ـ... اون جه ایی بود
« جه ای دوست دوران دانشگاهش بود »[ علامتش × ]
× ات خودتی؟؟«با بغض»
+جه ایی خودتی تو رو خدا کمکم کن
×ا.تتتتتتتتتت
+(بیهوش شد)
جه ایی ویو:
ا. ت رو بعد سالها دیدم خیلی رنگ ش پریده بود ترسیده بود خیلی لاغر بود 😭 دلم برات تنگ شدهه بود کثافت 😭 اره خلاصه بهش گفتم ات خودتی اونم ازم پرسید که که خودمم تایید کردم و اون از حلل رفت
×ا.تتتتتتتتتت
آروم آروم کشوندمش و گذاشتمش روی یکی از کاناپه ها چون خیلی کوچولو سبک بود میتونستم به آسونی بلندش کنم توجه کردم دیدم شکمش یکم باد کرده بود یعنی معلوم بود دستم رو گذاشتم روی شکمش یه چیزی حس کردم داشت تکون میخورد آوخودا ا.ت
بارداره 🥺فک کنم از تهیونگه وای خدااااعزیزم چه نازی تو کثافت😭
دیدگاه ها (۰)

اجباری...

اجباری...

اجباری...

اجباری...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط