در لحـــظه آخـــر گفت

در لحـــظه آخـــر گفت
بازے "برد و باخـــت " دارد
زبانم بنــــد آمد که بگـــــویم
بی انصـــــاف
من با تو "زندگــــــی "کردم
نه "بازے...
دیدگاه ها (۴)

چای را من دم میکنم ،میز را تو میچینی بعد ،می نشینیم پشت پنجر...

برای دوست داشتنوقت لازم استاما...اما برای نفرت گاهی فقط یک ح...

زندگی زیباستزشتی های آن تقصیر ماســتدر مسیرش هرچه نازیباســت...

تو ڪه.بیایــے دیگــرشعر.نمے.گویم خسته ام از نوشتنت ..خسته ا...

نه برای برد و باخت آمده ای نه برای سبقت گرفتن!آمده ای بازی ک...

باخت تو عشق ؟!‌برد تو داشتن خواهری مثل تو 🥹🤍 قندام 💛

به مرگم راضیم بی تو فقط یک آرزو دارمسرم را لحظه آخر به زانوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط