پارت
پارت ۷۰
یکم گذشت و من همینطور تو فکر حرفای لیندا بودم
یعنی من واقعا انقدر بدم؟؟
من عشق اونو نابود کردم ؟مقصر منم!
من آخه من ک خودم بیشتر شوکه شدم از حرفای لوکاس چرا باید
هوففف چرا من؟چرا من انقدر بدبختم؟اونم تو روز تولدم !روزی ک قرار بود خاطره شع اینجور تموم شد؟
هوففف فک میکنم تو خوابم
کاش خواب باشه وقتی بیدار شدم تموم شع
اونیکس*
ماری بعد حرفای اون مادرخراب تو فکره
فک کنم استرس داره نمیدونم دلیل نگرانیش چیه
رفتم دستشو گرفتم یکم بغلش کردم آروم شه
. پرنسسم! خوشگل من نبینم ناراحتیا قلبم درد میگیره پاشو بجای گرفتن زانوی غم یکم بریم بیرون بگردیم
(دیدم همینجوری سرشو گذاشته رو سینم و قصد پاشدن نداره)
عروسکم خودت پا میشییا من ببرمت اتاق؟
جواب ندادی پس من میبرمت
ماری: ولش حسش نیس برم بیرون اصلا حال آماده شدنو ندارم
تو بشین رو مبل من میرم ی هودی برمیدارم پیاده نمیشیم یکم میگردیم باشه؟قبول؟؟
ماری:اومم
.................
رفتیم سوار ماشین شدیم و حرکت
همینطوری داشتیم واس خودمون مچرخیدیم
اونیکس:قلبم کدوم اهنگ و پلی کنم؟
.فرقی نداره ب انتخاب خودت
اونیکس:بش
بعد از ۳۰ دقیقه *
دیگه کم کم داشت حوصلم سر میرف
اونیکس واسه خرید پیاده شده منم ک تو ماشین منتظرم بیاد
.
اومدی
اونیکس:آره بیا قلبم اینارو خریدم خوشت میاد ببین ؟
اوم آره مرسی
اونیکس:فداتشم
خدانکنه عمرم
از رو سرم بوسید و حرکت کردیم
برای اولین بار انقدر گشتن با ماشین واسم کسل کننده بود
{پارت هدیه پارت بعدیشو شب میذارم }
یکم گذشت و من همینطور تو فکر حرفای لیندا بودم
یعنی من واقعا انقدر بدم؟؟
من عشق اونو نابود کردم ؟مقصر منم!
من آخه من ک خودم بیشتر شوکه شدم از حرفای لوکاس چرا باید
هوففف چرا من؟چرا من انقدر بدبختم؟اونم تو روز تولدم !روزی ک قرار بود خاطره شع اینجور تموم شد؟
هوففف فک میکنم تو خوابم
کاش خواب باشه وقتی بیدار شدم تموم شع
اونیکس*
ماری بعد حرفای اون مادرخراب تو فکره
فک کنم استرس داره نمیدونم دلیل نگرانیش چیه
رفتم دستشو گرفتم یکم بغلش کردم آروم شه
. پرنسسم! خوشگل من نبینم ناراحتیا قلبم درد میگیره پاشو بجای گرفتن زانوی غم یکم بریم بیرون بگردیم
(دیدم همینجوری سرشو گذاشته رو سینم و قصد پاشدن نداره)
عروسکم خودت پا میشییا من ببرمت اتاق؟
جواب ندادی پس من میبرمت
ماری: ولش حسش نیس برم بیرون اصلا حال آماده شدنو ندارم
تو بشین رو مبل من میرم ی هودی برمیدارم پیاده نمیشیم یکم میگردیم باشه؟قبول؟؟
ماری:اومم
.................
رفتیم سوار ماشین شدیم و حرکت
همینطوری داشتیم واس خودمون مچرخیدیم
اونیکس:قلبم کدوم اهنگ و پلی کنم؟
.فرقی نداره ب انتخاب خودت
اونیکس:بش
بعد از ۳۰ دقیقه *
دیگه کم کم داشت حوصلم سر میرف
اونیکس واسه خرید پیاده شده منم ک تو ماشین منتظرم بیاد
.
اومدی
اونیکس:آره بیا قلبم اینارو خریدم خوشت میاد ببین ؟
اوم آره مرسی
اونیکس:فداتشم
خدانکنه عمرم
از رو سرم بوسید و حرکت کردیم
برای اولین بار انقدر گشتن با ماشین واسم کسل کننده بود
{پارت هدیه پارت بعدیشو شب میذارم }
- ۵.۱k
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط