بازهم برایت مینویسم. . .
بازهم برایت مینویسم. . .
امیدم آن است ک روزی خواهی خواند. . .
من بی تو تنهام. . .
هرچندچیزی بینمان نبود. . .
ولی همین که حس میکردم. . .
کسی رو دوس دارم برایم زندگی بود. . .
عشق بود..خوشی بود. . .
اولین برخورد ورودی دانشکده. . .
و نگاه درنگاه شدنمان یادم هست. . .
انگار همین دیروز بود. . .
کاش حیا اجازه میداد همانجا. . .
برای دقایقی در چشمانت. . .
یک دله سیر نگاه میکردم. . .
قاب میکردم حضورت را برای ابد. . .
هرچند اکنون نیز تا ابد محکوم ب محبوسه درقلبمی. . .
از ابتدای سالن تا اخر سالن. . .
همیشه نگاه هایت و نگاه هایم در تلاطم بود. . .
اما نمیدانم چرا غوغا نمیکردن. . .
نخواستی؛نخواستم؛یا نخواستند را نمیدانم
فقط میدانم ای کاش ان روزها خودم بودم
خوده الانم. . .
نگاههایت مقابل دیدگانم اکنون رژه میروند
مغرور ؛محکم؛زنانه. . .
همین ها بود ک مرا دیوانه ات کرد. . .
ک تا اکنون ک نزدیک ب پنج سال میگذرد. . .
از دوران دانشگاه. . .
هنوز قلبم درتسخیره توست. . .
هرکجاباشم. . .باهرکس. . .درهرسمتی
جایت همیشه امن است. . .
اینجا گوشه ی ویرانه ی دلم. . .✔
امیدم آن است ک روزی خواهی خواند. . .
من بی تو تنهام. . .
هرچندچیزی بینمان نبود. . .
ولی همین که حس میکردم. . .
کسی رو دوس دارم برایم زندگی بود. . .
عشق بود..خوشی بود. . .
اولین برخورد ورودی دانشکده. . .
و نگاه درنگاه شدنمان یادم هست. . .
انگار همین دیروز بود. . .
کاش حیا اجازه میداد همانجا. . .
برای دقایقی در چشمانت. . .
یک دله سیر نگاه میکردم. . .
قاب میکردم حضورت را برای ابد. . .
هرچند اکنون نیز تا ابد محکوم ب محبوسه درقلبمی. . .
از ابتدای سالن تا اخر سالن. . .
همیشه نگاه هایت و نگاه هایم در تلاطم بود. . .
اما نمیدانم چرا غوغا نمیکردن. . .
نخواستی؛نخواستم؛یا نخواستند را نمیدانم
فقط میدانم ای کاش ان روزها خودم بودم
خوده الانم. . .
نگاههایت مقابل دیدگانم اکنون رژه میروند
مغرور ؛محکم؛زنانه. . .
همین ها بود ک مرا دیوانه ات کرد. . .
ک تا اکنون ک نزدیک ب پنج سال میگذرد. . .
از دوران دانشگاه. . .
هنوز قلبم درتسخیره توست. . .
هرکجاباشم. . .باهرکس. . .درهرسمتی
جایت همیشه امن است. . .
اینجا گوشه ی ویرانه ی دلم. . .✔
- ۱.۹k
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط