نشستم پاى مشروب گفتند: بخور بگو به سلامتى اون که دوستش دا

نشستم پاى مشروب گفتند: بخور بگو به سلامتى اون که دوستش دارم پيکو به لبم نزديک کردم نخوردم! ولى گفتم: به سلامتى اون که ازش جون ميگيرم، گفتند: نخوردى؟ گفتم من سلامتى اونو تو پاکى ميخوام: نه تومستی...!!!
دیدگاه ها (۳)

رفتم برات یه ساعت بخرم! ولی هرچی گشتم هیچ ساعتی مثل ساعتهایی...

خوشگله؟؟!

....

:-(

دوراهی عشق و نفرت p²⁶ا/ت:حالا تو اتاقش بودم رو صندلى ميزكارش...

عشق دردناک²p¹⁸+جوابی داری بدی؟!(عصبی)_...+دلیل این کارت چی ب...

^فیک جونگکوک^(پارت۵۸)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط