نشستم پاى مشروب گفتند: بخور بگو به سلامتى اون که دوستش دا

نشستم پاى مشروب گفتند: بخور بگو به سلامتى اون که دوستش دارم پيکو به لبم نزديک کردم نخوردم! ولى گفتم: به سلامتى اون که ازش جون ميگيرم، گفتند: نخوردى؟ گفتم من سلامتى اونو تو پاکى ميخوام: نه تومستی...!!!
دیدگاه ها (۳)

رفتم برات یه ساعت بخرم! ولی هرچی گشتم هیچ ساعتی مثل ساعتهایی...

خوشگله؟؟!

....

:-(

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

رومان عشق بہ بھایت پارت 8از زبان ملیساسوپشو خورد و بعد چشمش ...

رومان عشق بہ بھایت پارت 8از زبان ملیساسوپشو خورد و بعد چشمش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط