"هرگزنمیرمادر"
"هرگزنمیرمادر"
به ستاره هانگاه کن....
که شب راشکسته اند....
بی توشب من....
شب بی ستاره است....
آفتاب راببین....
که نورتاریکی ازمقابلش می گریزد....
بی توروزمن....
آفتاب ندارد....
چمن زارهارابنگر....
بالاله هاوجویبارهای کوچکی که:
زمزمه کنان روان است....
بیتو دنیای من ازچمن ولاله وزمزمه خالی است.
بی تومن،هیچم...نیستم....
اگرمیخواهی من بمانم....
اگرمیخواهی من نمیرم....
هرگزنمیرمادر....
به ستاره هانگاه کن....
که شب راشکسته اند....
بی توشب من....
شب بی ستاره است....
آفتاب راببین....
که نورتاریکی ازمقابلش می گریزد....
بی توروزمن....
آفتاب ندارد....
چمن زارهارابنگر....
بالاله هاوجویبارهای کوچکی که:
زمزمه کنان روان است....
بیتو دنیای من ازچمن ولاله وزمزمه خالی است.
بی تومن،هیچم...نیستم....
اگرمیخواهی من بمانم....
اگرمیخواهی من نمیرم....
هرگزنمیرمادر....
- ۴۶۰
- ۲۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط