بابام معتاد بود...

بابام معتاد بود...
دور از بی‌پولی و زندگی سختی ک داشتیم و داریم بخاطر بی‌حقوقی و...
هیچکس هم بهمون احترام نمیزاشت و اهمیت نمیداد... مثلا میرفتیم خونه عمه کامپیوتر خاموش میکرد که یهو ما بازی نکنیم خراب بشه... از مکه میومدن میرفتیم دیدنشون اصلا ارزش قائل نبودن بیان کنارمون موقع هدیه دادن به دختربچه‌ها هم سن‌هامو یکی یکی صدا زد چیزایی ک دوست داشتن بهشون دادن اون آخری ک موند دادن به من...
گذشت من مهندسی مکانیک دولتی خوندم، برادرم نویسندگی، خواهرمم مهندسی عمران دولتی...
ولی هر چیزی پیش میاد بچه‌ها رو وارد دنیای بزرگی خودمون نکنیم... بچه‌های طلاق، بچه‌های معتاد هم بچه‌ان و خودشون نخواستن باباشون معتاد بشه و... خودشون درد بی‌پدری و بی‌پولی میکشن درد بهشون اضافه نکنیم...




#کپشن#استوری
دیدگاه ها (۰)

اگه مثل خیلی از آدمهای دیگه شرایط باهات خوب تا نمیکنه ؛ میخو...

اکثر آدمای مهربون و راستگو خیلی زود عاشق میشن! خیلی زود احسا...

ولی خیلی از آدمایی که تظاهر میکنن سرد هستن، احساسی ندارن،علا...

تو کتاب " هنر و زندگی پیکاسو " یه جمله‌ی بی‌نظیری بود؛ که با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط