یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)

اتفاق‌ها همیشه وقتی میوفتن که اصلاً انتظارشون رو نداری…

فکر کن بعد از یه روزِ خسته‌کننده، فقط بخوای برسی خونه و روی تختت ولو بشی. اما سرنوشت، یه برنامه‌ی دیگه برات داره.

آسانسوری که بین طبقه‌ها گیر می‌کنه، تاریکیِ مطلق، و حضورِ کسی که اصلاً انتظار نداشتی توی اون فضای کوچیک باهاش هم‌مسیر بشی… کسی که دنیا اون رو به عنوان یه سوپراستار می‌شناسه، اما اینجا، فقط یه همسایه‌ی دستپاچه و معمولی به نظر می‌رسه!

شاید این گیر افتادن، شروعِ یه اتفاقِ بزرگ‌تر باشه…

«ات»، قهرمانِ داستان جدید ، قراره با این موقعیت چطور کنار بیاد؟

نظرتون چیه؟ دوست دارید این داستانِ جدید رو با هم شروع کنیم؟ 😍 البته بعد از تمام شدن این رمانی که میخونیدش

اگه موافقید، توی کامنت‌ها برام بنویسید که به نظرتون توی اون آسانسورِ تاریک چه مکالمه‌ای بین «ات» و «جونگ‌کوک» شکل می‌گیره؟ ❤️✨
دیدگاه ها (۴۵)

بچه ها کیکه شد این شاهکار کن همش میخواستم بعد از اون عکسه تو...

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

فیکاش عالیهههههه من با این وعض که خودمم می‌نویسم رمانش هم می...

پارت ۲۳حسنا با قدم‌های لرزان به سمت دستشوییِ سالن رفت. هر قد...

سناریو:مرگ پنهان/پارت معرفیبه نام خدااین سناریو درباره یه ات...

ریل‌ترین رول چیکیتا و آهیون؟ اگه دوست داری این دو تا رو توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط