فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟫

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟫

- به نظرت دارم چیکار میکنم؟ نمیبینی؟
جیمین گفت و نگاه کلافه در عین حال کیوتی به یونگی انداخت و یونگی از شیرین بودنه جیمین دوباره خندید در حالی که نمیدونست با هر خندش قلب پسرک مو نارنجی رو ذوب میکنه..
- جیمین چرا انقد عصبانی ای؟
یونگی گفت و دوباره خنده ی کوتاهی کرد.. جیمین قلم مو رو توی ظرف رنگ مو فرو کرد و رو به آینه قلم رو به ریشه ی موهاش کشید و جواب داد
- خب یونگی.. نمیدونم چجوری بگم
ادامه ی حرفش رو زمزمه کرد
- لعنت بهتون بچه ها
و دوباره رو به یونگی ادامه داد
- دوستام میخوان بیان ببیننت چون دارن منو میسپارن بهت و باید بشناسنت
حرفش رو با اَدا و شکلک گفت و یونگی دوباره خندید، راستش یونگی قبل از جیمین اصلا نمیخندید، نهایتا یک لبخند ساده، ولی الان خنده های از ته قلبش رو تحویل جیمین میداد
- خب باشه اشکال نداره بگو فردا بیان
جیمین با چشمای گشاد شده داد زد
- چییی؟؟ فرداااا؟؟
یونگی لبخند لثه ای زد و گوشاش رو گرفت و سرش رو تکون داد و جیمین رو تنها گذاشت و از اتاق بیرون رفت.
*فلش بک فردا عصر ساعت 18:10*
- یونگی بچه ها اومدن
جیمین گفت و به سمت در رفت تا در رو برای دوستاش باز کنه، به محض باز کردن در سوهو و یون جه خودشون رو پرت کردن داخل خونه و جیمین رو بغل کردن
- هی حالت خوبه اون پسره بلایی سرت نیاورده؟
سوهو گفت و به سر تا پای جیمین نگاه کرد
- جیمین خوبی؟ سالمی؟
یون جه گفت و جیمین رو بغل کرد
- هی اروم تر خفه شدم، اره بابا خوبم
یونگی که تا الان جای مبل ایستاده بود با خنده بهشون نگاه میکرد تک سرفه ای کرد و با صدای ارومی گفت
- اهم سلام
توجه سه پسر جلوی در به سمت پسر مو نعنایی جمع شد و سوهو و یون جه بهش سلام کردن
- خوش اومدین بیاین بشینین
سه پسر به سمت مبل اومدن و نشستن، یونگی به سمت اشپزخونه رفت تا چیزی برای خوردن بیاره
- هی پسر جذابیه ها
یون جه گفت و چشمکی به سوهو زد، جیمین کفری شد و مشتی به دست یون جه زد و یونگی با یک سینی که توش چهار لیوان نوشیدنی بود اومد سمتشون، سینی رو روی میز گذاشت و روی مبل نشست..

حمااایتتتتت؟؟؟ 😝💝
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
دیدگاه ها (۰)

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟪جیمین و سوهو توی ماشین نشسته بودن و ...

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟥*سئول، ساعت 6:30 صبح، خوابگاه*- اخ پس...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟩- خب کل ماجرا همین بودجیمین گفت و چش...

#دوستی_اجباری#فصل_۲#پارت_۶تهیونگ و جونگکوک هوسوک رو تو راه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط