دیگر دست روی دست تنهایی گذاشتن سودی برای من ندارد

دیگر دست روی دست تنهایی گذاشتن سودی برای من ندارد

می خواهم تمام شهر را موشکافی کنم

شاید فکری از من در تو

روی دست خیابانی مانده باشد
دیدگاه ها (۱)

آدم ها به همان سرعت که آمده اند، می‌ روندتنهایی ات را محکم ...

تنهایی‎تمام سال هایی ست‎که به جای تو‎کسی را دوست نداشته ام

گاهی آدم ها دلگیرند و دلتنگآرام میخزند کنجِ اتاق شان با یک ب...

هواهای دونفره را تنهایی قدم زدیمبا یاد کسانی که هوای ما را ن...

«یک نیمه‌ی من با تو رفته، و نیمه‌ی دیگر، فقط برای تماشای این...

خون‌آشاما شاید افسانه نباشن، ولی همین افسانه بودن جذاب

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط