ویو ات

ویو ات
بد از سولز تاکسی شدن ماشی مدل بالا نظرمو جلب
کرد تو کف زیبایی ماششین بودم که
یادم امد اینو تو حیاط مادر بزرگ دیدم فهمیدم که تهیونگ دنبالم برا همین
ب راننده گفتم ی جای خیلی خلوت ببرتم
رفتم داخل ی کوچه جیغ زدم از ته دلم جیغ زدم
ویو ته
وقتی رفتم تو کوچه ات با ی نیش خند نگام میکرد
ات: به به اقای مین ن کیم دنبالم که میای
ته: چرا جیغ زدی
ات: میخواستم بت بفهمونم خر خودتی
ته: از کجا فهمیدی
ا : ماشین گرونن اخه حداقل با یماشیم عادی میومدی
ته: خب حالا که چیی
ات: چرا دنبالم امدی
ته: توقعه داری بزارم بری دیدن ی پسررر
ا: ب تو چه خو اون موقهه که منو از شرکتت بیرون مینداختی اون پسر هواسش بم بود
ته؛ هر چی چرا نمیفهمی دوستی باش خطر ناکه برا تو که هیچی نمیدونی.
ات: خب جهنم اون دوستمه
ته: عجب نفهمیه
ته: خب پس ی روز دیگه برو
ات: باشه( ذوق
ته: ولی با من
ات: عهه
ته: اره
ات: بیا بر گردیم خونه
ته : ن امروز تعطیله بریم یکم دور بزنیم
ات: کجا
ته: من یجا میشناسم که همیشه میرم دریا هم داره
ات: ایی پس بریم
ات با ذوق ب سمتم امدو دستمو کشیدو برد تو ماشین
دیدگاه ها (۱)

تهیونگ ویوات: بدو ب یم ته: من برم تا دیر وقت نمیاماا ات: بهت...

ویو ته ات همینکه پتو رو انداخت خودشو ولو کرد رو پتو ات: دلم‌...

ات ویو رفتم اتاقم دلم دلم برا هیونجین تنگ شده حتما نگرانمم ش...

p16

p5

اجباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط