در کنجِ قفس میکُشَدَم حسرتِ پرواز

در کنجِ قفس میکُشَدَم حسرتِ پرواز

با بال و پرِ سوخته پرواز چه سازم؟

گفتم که دل از مهرِ تو برگیرم و هیهات

با اینهمه افسونگری و ناز چه سازم؟
دیدگاه ها (۳)

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

فردا فردا کردن

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

🌿🌾🌿#نیایش_شبانگاهی پروردگارا....حال که منت نهادی و روزی دیگر...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط