مهمونی

مهمونی
پارتی ۲
دیدم یه پسره مست جلوم وایساده یارو: هی خانوم کوچولو حیف نیست یکی مثل تو تنها بیاد اینجا +برو گمشو مرتیکه دستمو گرفت چسبوندتم به دیوار هلش دادم اما تکون نخورد + گمشو ولم کن (جیغ) یارو: نظرت چیه یه شب رو مهمونم باشی
+گمشووو چون صدای موسیقی بلند بود کسی صدای صدام رو نمیشنید اون داشت نزدیکم میشد که ببوستم از ترس چشامو بستم که یهو دیدم یاروعه ازم جدا شد که چشام رو باز کردم دیدم یاروعه پخش زمین شده و یکی روش افتاده و داره میزنتش دویدم سمتش کع ازش جدا کنم که یهو دیدم طرف تامه +تام ولش کنن داری میکشیش اون بهم توجه نکرد که بازوش کشیدم +لطفا تام پاشو که بازو شو کشید من جاخالی خوردم زمین که خیلی دردم گرفت و بغضم شکست و شروع کردم به گریه کردن تام با شنیدن صدای گریه هام بلند شد و اومد سمتم _خوبی چیزیت که نشد؟که هق هق هام یکم کم شد +کمرم خیلی دردم گرفت که از دستم گرفت و بلندم کرد و از دستم گرفت و منو پشت سرش کشید +تام بهت میگم کمرم درد میکنه که از اون خونه بیرون آوردتم و رفت سمت ماشینش در و باز کرد سرشو به علامت بشین تکون داد _بشین +تام بزا... _هیچی نگوبشین از لحنش معلوم بود عصبیه که آروم توی ماشین نشستم خودشم رفت پشت فرمون نشست ماشینو روشن کرد و راه افتاد خیلی داشت تند میرفت تو راه هیچ حرفی نمیزد که این استرسمو بیشتر میکرد +تام آروم و مظلومانه )_.....+ تام _هوم (عصبی) +بزار توضیح بدم بخدا _چیزی کشیدی یا خوردی؟+نه هیچی که سرعت پاشو زیاد کرد که ناخداگاه جیغی کشیدم که نگاه آرومی بهم کرد که با دیدن اینکع ترسیدم سرعتشو یکم کرد ولی بازم تند می‌رفت که یکم بعد فهمیدم مسیر خونمو رد کردیم +تام مسیر خونمو رد کردیم _هعی کی گفته قراره بری خونه خودت +یعنی چی منو ببر خونم زود باش _خفه شو +خفه نمیشم منو ببر خونم _خفه میشی یا خفت کنم (با داد و عصبی) با حرفش دیگه حرف نزدم یکم بعد رسیدیم دم در خونشون پیاده شد و اومد سمتم درو باز کرد _پیاده شو +نمیشم منو ببر خونم _پیاده شو. میگم +منم نمیشم میگم که دستمو گرفت و برآید بلندم کرد که کلی زدم به شونش که بزارم زمین ولی اون توجهی نکرد و از آسانسور در اوند و درو باز کرد و واردش شد کفشاشو درآورد خواستم درو باز کنم که درو دوباره بست و منو بازم بلندم کرد +تام بزارم زمین بردتم توی اتاقش و گذاشتم زمین رفت سمت کاناپه کتشو درآورد و گذاشت روش. و درحالی که آستیناش رو بالا میزد اومد سمتم _پس بدون اینکه بهم بگی میری مهمونی آرع ؟ خودشم با این لباس که باعث شد بری عقب و به دیوار بچسبی اومد و تورو بین خودشو دیوار قرار داد +تام خاهش میکنم ببخشید دیگه تکرار نمیشه _پرنسس واسه معذرت خواهی خیلی دیره دیگه اگه دیر می‌رسیدم چی اگه اون مرتیکه بلایی سرت می‌آورد چی؟ که شروع کردم به گریه کردن با انگشتاش اشکامو پاک کرد _همین اشکاته که همچیو بهم ریخته پرنسس +امیر لطفا بزار برم خاهش میکنم _نوچ پرنسس تو هیچ جا نمیری میخاستم گریه کنم که لباشو کوبید رو لبام که جلومو گرفت از لبام مک های محکم میگرفت که باعث شد از لبم خون بیاد ۲ دیقه بعد داشتم نفس کم می‌آوردم چند بار زدم به سینش که جدا شد نفس نفس میزدم دستاشو گذاشت زیر رونام و بلندم کرد و گذاشتتم روی تخت میخاست بیاد رون که داشتم میرفتم بالا که از پاهام کشید و دوباره برگشتم به همون جام روم خیمه زد و
(عشقام ببخشید دفعه قبل که گداشته بودم غلط املایی داشتم الان درست کردم😂)
دیدگاه ها (۸)

دورتون بگردم عشقام مرسی که همیشه حمایت میکنین بینهایت ازتون ...

.............. صبح*+آی تئودور خدا لعنتت کنه( البته دور از جو...

(درخواستی از یکی از شماعشقام)واکنش انزو وقتی بهش میگیم حامله...

ریکشن پسرا وقتی ..... کرم می‌ریزی و می‌ریزی رو مخشون...( من...

Plan A ویو تیلور زنگ در خورد و تام رفت در و باز کرد و جعبه ...

HIDDEN LOVEpart4ویو بورام:همه داشتن به پشت سرم نگاه میکردن ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط