انتظار مرا می شکند
انتظار مرا می شکند
درپس تیرگی گیسوان شب
لبخندهایم تکه اشکی می شوند
وزلاله های تنم
در برزخ نیستی جان می دهند
صورتک نگاه تو
برپنجره نقش بسته
دستان خیس باران
خط می زند نگاهت را
و من به سپیده نرسیده
در غرقاب چشمانت
زندگی را پس می زنم.
درپس تیرگی گیسوان شب
لبخندهایم تکه اشکی می شوند
وزلاله های تنم
در برزخ نیستی جان می دهند
صورتک نگاه تو
برپنجره نقش بسته
دستان خیس باران
خط می زند نگاهت را
و من به سپیده نرسیده
در غرقاب چشمانت
زندگی را پس می زنم.
- ۵۵۶
- ۱۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط