گرگی روبه گله مات ومبهوت مانده بود .پرسیدند مگر گرگهاهم

گرگی روبه گله مات ومبهوت مانده بود .پرسیدند مگر گرگهاهم فکر میکنند.گفت عاشق بره ای شده ام حال نمیدانم به ذاتم خیانت کنم یا شکارچی عشقم باشم...........
دیدگاه ها (۲)

این متن رو از بالا به پایین و از پایین به بالا بخونین ... بب...

بانوروز مرد نزدیک استبانو حواست باشد ...مرد تو سنگ بنای وجود...

این مطلب خیلی خوندنیه: .روی هرپله که باشی خدا یه پله ازتو با...

شاید هنوز خیلی ها نمی دانند که دل سرزمین حاصلخیزی است که وقت...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

سناریو:از نفرت تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط