نفرت عشق

♥نفرت عشق♥
(پارت۱۸)


#دیانا

خیلی بد زد در گوشم جوری که صورتم می سوخت دستمو برد جای لبم که دیدم لبم داره خون میاد جرعت نمیکردم چیزی بگم حالم از خودم بهم میخورد

#ارسلان

یک نگاه به دیانا انداختم لبش داشت خون میاد حالم از خودم بهم میخورد اما هنوز عصبانی بودم

ارسلان: چرا گوشیت خاموشههه؟؟؟

دیانا: ش..ا..ر. ژ..ب..ر..ق...ی...ق..تمو..م..ش..د...ه

#دیانا

دیگه نای برای صبحت کردن نداشتم
دیدگاه ها (۴)

نفرت عشق(پارت ۱۹)ارسلان: هق ببند دهنتو اگه یکم دیر تر میرسید...

♥نفرت عشق♥(پارت ۲۰)که یهوو ارسلان اومد من اصلا لباس نداشتم س...

♥نفرت عشق♥ (پارت ۱۷)دیانا: ...یکی از پسرا اومد پایین دنبال د...

💔رمان نفرت عشق♥پارت ۱۶#ارسلان میدونستم یک چیزی شده دلم شور ا...

+نمی‌فهمم درکت نمیکنم جونگ کوک اصلا متوجه هستی داری چیکار می...

اسم رمان = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸(ویو نیلسو )= سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط