پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]

پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]


ویو انیا
توی مدرسه

مثل میشه وقتی از اتوبوس امدم برون بکی بهم سلام کرد
بکی : سلام انیا صبحت بخیر
انیا : سلام بکی صبح توهم بخیر
بکی : دیروز با دامیل بهت خوش گذشت
انیا : کار خاضی نکردیم منو رسوند خونه و من از تشکر کردم
بکی : خب اگه توی ماسین اتفاقی نیوفته من نبودم توی کافه چیشد
انیا : گفتم تو از قصد کردی
بکی میخنده و توی ذهن اش میگه :《تازه کجا شو دیدی قرار خیلی از این کارا کنم》
انیا :《ای خدا از دست تو بکی 》
انیا : بیا بریم الان کلاس شروع میشه
بکی : اوکی راستی دیگه مچه پات درد نمیکنه ؟
انیا : نه خوبه

ویو نویسند

و به سمت کلاس حرکت میکنند توی راه دامیل رو می بینند که دیگه اوین ک اریل مثل ارباب شون رفتار نمی کنند و بیشتر مثل یک رفتار میکنند (مثل بکی و انیا نه ولی نسبت به قبل صمیمی تر رفتار میکنند)
انیا : 《برای پسر دوم خوشحالم که ‌که اوین و اریل باهاش صمیمی تر هستند》
بکی : اینا کی این همه صمیمی شدند
انیا : نمی دونم
بعد یکم مکث
انیا : سلام پسر دوم ممنون بابت دیروز
دامیل : خواهش میکنم کله صورتی ولی دیگه کمکت نمی کنم
انیا : باشه
اوین : دامیل ساما سما ب۶ اون دهاتی چه کمکی کردید ؟
دامیل : هیچی بعدا براتون توضیح میدم


خلاصه بچه ها دو هفته گذشت مثل همیشه میرفتند مدرسه بعد مدرسه هم دو ساعت کتاب خونه توی این تو دو هفته اتفاق خاصی نیوفتاد لوید و یور چند تا معموریت رفتند و ایند


ویو انیا

پرش به امتحان ها

انیا :《من که خیلی راحت می تونم از ذهن مراقب ها و پسر دوم بخونم ولی بازم درس زیاد خونم و پیشتر شو بلدم》

بچه ها سه روز امتحان ها رو دادند (راستی توی ان دو هفته تعطیلی بود ولی انیا درس خوند دامیل هم همین طور بکی ه مخوند ولی توی بیشتر توی پاساژ ها بود)

پرس بعد امتحان ها

ویو نویسند

خوب نتایج امتحان رو زدند ۳ نفر اول هر درس یک استلا می دادند
(انیا و دامیل ۷تا استلا دارند بکی ۶ تا استلا نوچه ها ی دامیل هر کدام ۵ تا استلا دارند جولیا هم ۵ تا استلا داره مکس ۴ تا استلا داره <جولیا و مکس رو فکنم یادتون رفته بود من خودم هم یادم نبود انقدر که رو انیا و دامیل تمرکز کرده بودم >)
انیا : بکی بدو ببینم نتایج رو
بکی : باشه
ان ور هم دامیل داشت میدوید
نتایج امتحان نمی وکنم چی کلاسیک (همونی که انیا توش خوب بود)
نفر ۱ = انیا
نفر ۲ = فلانی و فلانی
نفر ۳= دامیل
خوب بکی نفر ۶ شد اوین ۲۱ اریل ۲۹
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۳ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]زبان نفر ا =بکی (خودم هم حس میک...

پارت ۱۱ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نوسنده اوین و اریل نمی دون...

پارت ۱۰ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا دامیل من رسند خونه انی...

پارت ۳ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ادامه ی حرف استاد : گروه ها ۶ نف...

پارت ۸ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا انیا و دامیل تنها شدن گ...

پارت ۷ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو دامیل بعد از کتاب خونهدامیل...

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نویسندهدامیل : چیشد میاد انی...

سلام بچه ها

پارت ۵ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو نوسنده بعد از کلاس ها وقت کت...

پارت ۱ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]لوید : انیا عزیزم پاشو دیرت میشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط