به گمانم که دگر پیر غلامی رویاست

به گمانم که دگر پیر غلامی رویاست
نذر کردم که محرم ز غمت جان بدهم
دیدگاه ها (۲۰)

یااباعبـدلله❥باآنڪہ غرقِ معـصیتمباز هـم،خـوشَم ‌←❤️نامـت هنـ...

༻﷽༺🍂نالہ‌هاے آب آبٺ غصہ سازم شد عمو💔ذڪر هل من ناصرٺ سوزو گدا...

چاک سینه امندارد هنگامی خروش ز عروقی خون غیرتم آمد بجوش یک ن...

گر مرا ترک کنی من زِ غمت می سوزم 🌸آسمان را به زمين جان خودت ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط