جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند...!

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند...!

حلاج بر سر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد...!

جذامیان گفتند : دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند...

حلاج گفت آنها روزه اند و برخاست...!!!

غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
شاگردان گفتند : استاد ما دیدیم که
روزه شکستی...
حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم . روزه شکستیم ولی دل نشکستیم ...

آنجا که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
دیدگاه ها (۸)

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

64645 سارا:.جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردن...

جمعه95/3/21ساعت17:50جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تع...

#حکایتجذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند...!!...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج بر سر...

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفر...

تا توانی دلی بدست آورجذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط