ياد دارم در غروبی سرد سرد !

ياد دارم در غروبی سرد سرد !

ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!

داد میزد: كهنه قالي ميخرم !

دست دوم جنس عالي ميخرم!

كاسه و ظرف سفالي ميخرم!

گر نداري،كوزه خالي ميخرم!

اشك در چشمان بابا حلقه بست ،

عاقبت آهي كشيد بغضش شكست:

اول ماه است و نان درسفره نيست،

اي خداشکرت ولي اين زندگيست؟

بوي نان تازه هوشش برده بود!

اتفاقا مادرم هم روزه بود،

خواهرم بي روسري بيرون دويد!

گفت : آقا سفره خالي ميخريد؟
دیدگاه ها (۷)

از امشب آخرین حرف غزل را زود پیدا کنبیا و دست های سرد من را ...

مرا به کعبه چه حاجت! طواف می کنم "مادری" را که برای لمس دستا...

حامد بهداد

گلزار

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد !میگذشت از کوچه ما دوره گرد!داد می...

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد....میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

در غروبی سردِ سردمیگذشت از کوچهء ما دورگردداد میزد کهنه قالی...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ها ، دوره گردداد می...

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ، داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط