دست هایت

دست هایت
خوشه های انگورِ گس
شراب می شود
مست می کند

پیاله های پی در پی
ترانه هایی که می ریزد توی رگ هایم
سلول هایم

دست هایت
میخانه ای قدیمی است
دنج و آرام
پناهم می دهد
دیوانه ام می کند
مست می شوم !
دیدگاه ها (۱)

غمگین، میان درختان نشسته ای .. این عکس باید در جنگل های ش...

چشم تو کاش می‌دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری اس...

ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺖ ...

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران غفلت ها به...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

پارت ۱۰چندین ماه بعد -*دارم توی راهرو های مقر پرت مافیا پرسه...

سناریو تک پارتی ران هایتانی ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ران : +ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط