تلنگر

#تلنگر
روزگار کودکی یادش بخیر، یادشبهای خوش وشادش بخیر
زندگی مثل سلامی ساده بود، زندگانی صبح وشامی ساده بود
سفره ی نان وپنیری داشتیم، درنداری چشم سیری داشتیم
وقت بخشش دست ما لرزش نداشت، مال دنیا این قدر ارزش نداشت
آدما تاب وتحمل داشتند، بر خدا خیلی توکل داشتند...

این روزای #آخر_سال ک بدو بدو تو این پاساژو اون #پاساژ؛ فلان بوتیک و فلان بازار؛ دنبال خرید بهترینو شیک ترین لباساییم واسه سال جدیدمون، جای دوری نمیره اگ از #دسفروش کنار خیابون؛ ن اون مغازه مارکه تو پاساژ؛ یه روسری 5تومنی یا فقط یه جفت جوراب 2تومنی واسه بچه هایی بخریم ک شوقی واسه #سال_جدید ندارن.
#دولت و آدم گنده ها اگه حواسشون نیس، بیایید ما خودمون حواسمون باشه...
#خدا خودش حواسش ب هممون هس...

#مژگان
دیدگاه ها (۶۶)

امشب دل سنگ کوچه ها می گرید          یک شهر خموش و بی صدا می...

الا ای چاه یارم را گرفتندگلم ، باغم ، بهارم را گرفتندمیان کو...

#مژگانفاصله ی بین شادی و غم خیلی کمه..یروز با یه عالمه امید ...

#مژگانبه ناگهان در خود فرو مرد!!در درون من کودکی است که دیری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط