هر کتاب در دل خود دنیایی دارد که نفس میکشد گاهی میخندد

هر کتاب در دل خود دنیایی دارد که نفس می‌کشد، گاهی می‌خندد و گریه می‌کند، گاهی عاشق می‌شود و می‌شکند، گاهی قصه پریان در ان جریان دارد و گاهی قصه ای از سرزمین هایی دور، میا این را بارها و بارها تجربه کرده بود، هر بار که کتاب در دستانش جای می‌گرفت قلبش تک تک کلمات را حس میکرد و روحش با کتاب به سفر در می امد.
اما این کتاب فرق داشت. امیلیا، دختر دوکی که به زندگی‌اش حق نمی‌دادند، در صفحات کتاب گرفتار زنجیرهایی بود که دیگران به او بسته بودند. او عاشق بود، اما عشقش جواب نداشت؛ دلش برای کسی می‌ تپید که هیچ‌گاه نگاهش با او گره نخورد. گویا نویسنده امیلیا را شرور کرده بود تا بقیه خوب نشان داده شوند! و هر تصمیم نادرست، او را به پایانی با مرگی تلخ نزدیک می‌کرد ، مرگی که روحش را از این دنیا جدا تا شاهزاده و معشوقش با خوشی زندگی کنند... اما این پایان هرگز خوش نبود!
امیلیا به پادشاهش نرسیده بود...پادشاهی که هزاران سال منتظر گل رز کوچکش مانده بود
میا دیگر نمی‌توانست تنها خواننده باشد، چیزی در درونش با تمام وجود امیلیا را درک میکرد.
و گاهی، کتاب‌ها بیش از آنچه فکر می‌کنیم، زندگی را لمس می‌کنند...

نام: رز سرخ
ژانر: خون اشامی، تاریخی،سلطنتی،عاشقانه، تا حدی دارک رومنس، تناسخی
تعداد پارت: نا معلوم

#رمان #فیک #داستان #ایران #تیک_تاک #کیپاپ #iran #طنز #شادی #غمگین #ایده #مود
دیدگاه ها (۰)

رز سرخ

رز سرخ

رز سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط