: روباهی از شتری پرسید :

: روباهی از شتری پرسید :
«عمق این رودخانه چه اندازه است؟»
شتر جواب داد: «تا زانو»
ولی وقتی روباه توی رودخانه پرید، آب از سرش هم گذشت و همین طور که دست و پا می‌زد به شتر گفت:
«تو که گفتی تا زانو !»
شتر جواب داد: «بله، تا زانوی من، نه زانوی تو»
هنگامی که از کسی مشورت می‌گیریم یا راهنمایی می‌خواهیم باید شرایط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگیریم.
لزوما" هر تجربه‌ای که دیگران دارند برای ما مناسب نیست…
دیدگاه ها (۷)

خداونــد بزرگ ؟قشنگترین روزها را نصیب کسانی بکن که:بهترین لح...

جمله های عمیق که باید چند بار بخونیهیچکس با سگهای وحشی بازی ...

پارت ۶۶ صدای شلیک هنوز در ایستگاه می‌پیچید.آریانا خودش را به...

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۶ | بهش اعتماد نکنهانا هنوز به آخ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۶

007-آلما ویسکی - پارت ۳۸

روباهی از شتری پرسید: «عمق این رودخانه چه اندازه است؟» شتر ج...

روباهی از شتری پرسید: «عمق این رودخانه چه اندازه است؟» شتر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط