سر صبحی که عبادت کردم

سر صبحی که عبادت کردم
هوس چایی هیأت کردم..
زیر لب ذکر تو گفتم ارباب..
تا که با یاد تو خفتم ارباب..
خواب دیدم که حرم مهمانم..
روضه کرببلا میخوانم..
روضه سوز و عطش , ظهر دهم..
شده ام بین عزادارن گم..
تشنه بودم , که می ناب رسید..
چایی روضه ارباب رسید..
دیدگاه ها (۶)

مـــــ❥ـــــشتے یادٺ باشہ ∷← ⇄بچہ← شیعہ→ موقع خدافظے ...

یابن الحسن مـــــــا عـــقـــده دار کربلاییم بر تــــو قــــ...

....

از لقمان پرسیدن ادب از که آموختیاندیشه ای کرد و گفت............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط