دخترچشمبلوری
#دختر_چشم_بلوری
Part 8
ویو صبح
از رختخواب بلند شدم امروز هوا خیلی سرد بود که ز مدرسه پیامک اومد تعطیلیم رفتم برا خودم قهوه درست کردم که یهو زنگ خونه به صدا در اومد
+ کیه(درو باز کرد) تو اینجا چیکار میکنی بیا تو
_ببخشید ولی دلم برات تنگ شده بود
+بعد میگم روانی بهت بر میخوره بیا تو زود باش
اومد داخل بردمش داخل اتاقم دراز کشید تا بخوابه خوابش برد منم رفتم پایین یکم قهوه خوردم یکم نگاه فیلم کردم که دیدم اومد پایین
+چیشده
_بیا عشقمو قبول کن
+روانی شدی
_خودت بهم گفتی
+ولی من که چیزی ندید
_خب ببین هی میخوام نسون بدم هی تعطیلی به وجود میاد
+خب باشه تا الان فرصت دلری کاری کنم که عاشقت شم
_باشه
از نو جیبش یک جعبه دراورد جعبه رو دذد بهم وقتی بازش کردم دیدم یک گردنبند بود که داخلش خون بود
+همین
_همین که نه
+خب دیگه
_برات کلی خوراکی خریدم
+خب یکم دیگه تا قانع شم
یهو لباشو چسبوند رو لبام بعد 5 مین جدا شد
_حالا راضی شدی
+اره
_از این به بعد راحت صدات میکنم بلوری من
+(خنده)
پایان(فصل دوم دارد)
Part 8
ویو صبح
از رختخواب بلند شدم امروز هوا خیلی سرد بود که ز مدرسه پیامک اومد تعطیلیم رفتم برا خودم قهوه درست کردم که یهو زنگ خونه به صدا در اومد
+ کیه(درو باز کرد) تو اینجا چیکار میکنی بیا تو
_ببخشید ولی دلم برات تنگ شده بود
+بعد میگم روانی بهت بر میخوره بیا تو زود باش
اومد داخل بردمش داخل اتاقم دراز کشید تا بخوابه خوابش برد منم رفتم پایین یکم قهوه خوردم یکم نگاه فیلم کردم که دیدم اومد پایین
+چیشده
_بیا عشقمو قبول کن
+روانی شدی
_خودت بهم گفتی
+ولی من که چیزی ندید
_خب ببین هی میخوام نسون بدم هی تعطیلی به وجود میاد
+خب باشه تا الان فرصت دلری کاری کنم که عاشقت شم
_باشه
از نو جیبش یک جعبه دراورد جعبه رو دذد بهم وقتی بازش کردم دیدم یک گردنبند بود که داخلش خون بود
+همین
_همین که نه
+خب دیگه
_برات کلی خوراکی خریدم
+خب یکم دیگه تا قانع شم
یهو لباشو چسبوند رو لبام بعد 5 مین جدا شد
_حالا راضی شدی
+اره
_از این به بعد راحت صدات میکنم بلوری من
+(خنده)
پایان(فصل دوم دارد)
- ۷.۷k
- ۰۱ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط