[ وقتی میبینمت...

[ وقتی میبینمت...
حتی دیگه دلم نمیخواد پِلــک بزنم ! ]
دیدگاه ها (۱)

و آن دم که چشمانش ،در آن خاموش ، بر چشمان من لغزید ،در قعر ت...

شبتان خوش

[ نگاش حرف میزد، صداش بغل کردنی بود...! ]

یعنی نا ندارم پلک بزنم از خستہ گی یہ جا افتادم

بدم میاد از مدرسه

دلم نمیخواد ساعت 6 پاشم 😭

خداحافظ قشنگ من ۹ماه دیگه میبینمت

اینکه نمیتونم داستان بنویسم واقعا برام دردناکه... وقتی داستا...

دیگه شرح نمیخواد حال ندارم😂

نمیدونم چرا وقتی میبینمتشامپوی سفید تولید میکنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط