ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾𝓁

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾𝓁
𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1
𝒫𝒶𝓇𝓉:17

هوای خانه سنگین شده بود.

نه فقط از ترس…
از حضور چیزی که نباید اینجا می‌بود.

لوسی چند قدم عقب رفت و پشت مبل قایم شد، چشم‌هاش روی تهیونگ قفل شده بود.

+ا… ا/ت… اون کیه؟

صدای لرزونش واضح بود.

ولی نگاهش بیشتر از ترس، گیج بود.

چون تهیونگ شبیه چیزی که انتظار داشت نبود.

نه شاخ‌های وحشتناک.
نه بدن تکه‌تکه.
نه هیولای کلاسیک داستان‌ها.

فقط یه پسر قدبلند با لباس مشکی…
و چشمانی که انگار نور رو می‌بلعیدن.

زیبایی‌اش حتی توی اون لحظه هم غیرقابل انکار بود.

و همین… ترسناک‌ترش می‌کرد.

لوسی آروم زیر لب گفت:
"این… شیطانه؟"

تهیونگ حتی بهش نگاه نکرد.

تمام تمرکزش روی پنجره بود.

ولی همون بی‌توجهی کوتاه کافی بود تا لوسی یک قدم دیگه عقب بره.

چون حضورش سنگین بود.

انگار هوا اطرافش وزن داشت.

ا/ت سریع گفت:
+لوسی پشت من بمون… اون خطری نیست.

ولی جمله‌اش خودش هم کامل مطمئن نبود.

تهیونگ آهسته سرشو چرخوند.

برای اولین بار، نگاهش روی لوسی افتاد.

لوسی خشکش زد.

قلبش تند تند می‌زد.

تهیونگ هیچ کاری نکرد.

هیچ حرکت تهدیدآمیزی.

فقط نگاهش کرد.

ولی همین نگاه کافی بود تا لوسی نفسش رو حبس کنه.

انگار چیزی داخل ذهنش گفت:
“این موجود، از چیزی که می‌فهمی خیلی بالاتره.”

تهیونگ خیلی آرام گفت:
_تو نباید منو ببینی.

لوسی با صدای گرفته گفت:
+من… من فقط می‌خوام بفهمم تو چی هستی…

تهیونگ کمی سرش رو کج کرد.

انگار از این سؤال خسته بود.

_چیزی که تو رو نخواهد کشت.

سکوت افتاد.

حتی ا/ت هم برای لحظه‌ای حرفی نزد.

بعد صدای ضربه دوباره به پنجره برگشت.

تق.

این بار شدیدتر.

موجود پشت شیشه هنوز اونجا بود.

ولی حالا دیگه تقلید نمی‌کرد.

صدای واقعی خودش رو آورد بیرون.

“ملکه رو بده…”

تهیونگ سریع قدم برداشت و بین پنجره و دخترا ایستاد.

و این بار…
دیگه اون آرامش همیشگی رو نداشت.

ا/ت آهسته گفت:
+تهیونگ… اون چیه دقیقاً؟

تهیونگ بدون اینکه برگرده گفت:

_چیزی که نباید هیچ‌وقت وارد این دنیا می‌شد.

بعد برای اولین بار، دستش رو بالا آورد.

هوای اتاق تاریک‌تر شد.

انگار سایه‌ها زنده شدن و دور مچش پیچیدن.

لوسی با وحشت گفت:
"ا/ت… اون داره چی کار می‌کنه؟"

ا/ت جواب نداد.

چون برای اولین بار فهمید…

تهیونگ فقط یه شیطان نیست.

اون چیزی بین “محافظ” و “تهدید” بود.

و بیرون از اون پنجره…

موجودی که اسمش رو صدا می‌زد،
دیگه صبر نمی‌کرد.


اینم ۳ تا پارت برای امروز بوس بهتون باااای💋👋🏻
دیدگاه ها (۸)

خشگلم فیک‌ نویسه حتما فالو شه 🙃🤍@jeon_rosha1

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾𝓁𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:16ا/ت با وحشت برگشت سمت پنجره....

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾𝓁𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:15ا/ت چند ثانیه فقط به تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط