آخرین دیدار بابا با نگاهی خوب نیست

آخرین دیدار بابا با نگاهی خوب نیست
روزگار دخترت با این سیاهی خوب نیست
لا اقل یک حرف یک بار از من بی تاب گو
اینقدر آرام رفتن نیز گاهی خوب نیست
من که گفتم گر نباشی میشوم بی تکیه گاه !
به خدا بابا برایم بی پناهی خوب نیست
لحظه های آخرت صبر مرا ازمن گرفت
رفتن ِ این گونه ات با نیم نگاهی خوب نیست
پایانی دردناکتر و دلتنگ تر برای دلتنگی هایم هست ..؟
آنگاه که در یک دستم
دستان خیال تو را دارم
و در دست دیگرم تنهایی هایم را می کشم
سرم روی شانه های توست
شانه هایی که می دانم نیستند
اما نمی خواهم باورش کنم
چون می خواهم تا همیشه
تکیه گاه چشمانم باشند .
از یادت ،شعر می تراود از چشمانم
واقعا تو " اینجا "
کنارم نیستی...؟؟؟
چگونه باور کنم
این همه بودن را در عین نبودن...
و آیا پایانی دلتنگ تر از این برای دلتنگی هایم هست.بابا..؟؟
دیدگاه ها (۳۱)

سال ها بلبل زبانی کرده امبا وجودم نغمه خوانی کرده امسال ها ب...

گفتم  که مرو  بر در این خانه  سراب استازریشه وبُن ،کوچه وپس ...

‍ مقدور هست درد دلی با شما کـــــــنم ؟ یا گاه نام کــــــ...

گرچه به شب رسیده ام با تو سفر نمی کنمزخمِ دگر نمی خرم ، م...

💘❤️‍🩹... دلداده ام به ماهی، ........ چشمِ دلم به راهی محتاج ...

پارت ۳۲

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط