ادامه ی پارت
ادامه ی پارت 13
ویو انیا :
خیلی ترسیده بودم و بیدار شدم چون جلوم اینه بود اون صحنه اومد جلوم و جیغ کشیدم
در ذهن جونکوک : داشتم فیلم میدیدم ک صدای جیغ شنیدم رفتم اتاق دیدم انیا داره گریه میکنه اونم خیلی بد
جونکوک : انیا حالت خوبه
انیا : جونکوک ( بعد گریه کرد )
جونکوک : انیا گریه نکن
( انیا همچنان داشت گریه میکرد )
جونکوک : انی گفتم گریه نکن وا
(+: من همچنان گریه میکردم جونکوک بقلم کرد وقتی جونکوک بقلم کرد ی حس خوبی بهم وارد شد
جونکوک : میخوای برات اب بیارم
انیا : اره
جونکوک : باش الان واست میارم
ویو انیا :
جونکوک برام اب اورد دو قلوب خوردم بعد گفتم
انیا : جونکوک حالت خوبه
جونکوک : اره مگه چیزی شده می پرسی انی
<<<<><><><><><><><><><><><><>>>>
حمایتتتتتت کنیددددددد😭😭
پیجمو به بقیه معرفی کنید لطفا🙏😇💋
ویو انیا :
خیلی ترسیده بودم و بیدار شدم چون جلوم اینه بود اون صحنه اومد جلوم و جیغ کشیدم
در ذهن جونکوک : داشتم فیلم میدیدم ک صدای جیغ شنیدم رفتم اتاق دیدم انیا داره گریه میکنه اونم خیلی بد
جونکوک : انیا حالت خوبه
انیا : جونکوک ( بعد گریه کرد )
جونکوک : انیا گریه نکن
( انیا همچنان داشت گریه میکرد )
جونکوک : انی گفتم گریه نکن وا
(+: من همچنان گریه میکردم جونکوک بقلم کرد وقتی جونکوک بقلم کرد ی حس خوبی بهم وارد شد
جونکوک : میخوای برات اب بیارم
انیا : اره
جونکوک : باش الان واست میارم
ویو انیا :
جونکوک برام اب اورد دو قلوب خوردم بعد گفتم
انیا : جونکوک حالت خوبه
جونکوک : اره مگه چیزی شده می پرسی انی
<<<<><><><><><><><><><><><><>>>>
حمایتتتتتت کنیددددددد😭😭
پیجمو به بقیه معرفی کنید لطفا🙏😇💋
- ۱۵۸
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط