یک چشم من ازغم جدایی بگریست*

یک چشم من ازغم جدایی بگریست*
چشم دگرم حسود ونگریست*
چون روز وصال شد، ببستم رویش*
گفتم نگریستی نباید نگریست*
دیدگاه ها (۴)

پارت۴:نمیدونم چقدر گذشته بود ولی با صدای مینهو پشت در اتاق ب...

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

سناریو جونگکوک

چند پارتی پارت ۴ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیباران آرامی می‌با...

داستان عاشقانه جدید

"چندپارتی"......p.2چند روز بعد ، خبر جدایی شان مثل یک بمب در...

پارت ششم | اولین سیلیاز همان لحظه‌ای که زنگ اول خورد...لیانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط