جهان با وسعتش گفتا برو من جا ندارم

جهان با وسعتش گفتا برو من جا ندارم
منم قصد عزیمت کرده اما پا ندارم
وگیرم که برایم جفت و جور شد پای رفتن
ولیکن مشکل اینست که بقرآن نا ندارم
شبیه فرد اعدامی درون حبس خویشم
دگر شوقی برای دیدن فردا ندارم
شما قندیل بی احساس آن قطب شمالید
شده عادت برایم ،ترسی از سرما ندارم
منم مانند شمعی که به پایانش رسیده
برو پروانه ی زیبا ،دگر گرما ندارم
شدم شرمنده ی بغضی که تازه سر رسیده
عرق بر روی پیشانی نشسته ،جا ندارم!!
دیدگاه ها (۹)

جهان با وسعتش گفتا برو من جا ندارم منم قصد عزیمت کرده اما پا...

منم مانند شمعی که به پایانش رسیده برو پروانه ی زیبا ،دگر گرم...

دوستدارممممم😘😘😘😘خیــــــــــــــ💋💋💋💋لــــــــــــی💋💋💋زیاد 💞💞...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ای حامی هر تنها خدا.

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط