تکپارتی : «کی بیشتر هوای ا/ت رو داره؟» 😂💜
تکپارتی : «کی بیشتر هوای ا/ت رو داره؟» 😂💜
صبح روز بعد، همه توی آشپزخونه جمع بودن. ا/ت تازه وارد شد.
ا/ت: «صبح بخیررر!»
جیمین: «صبح بخیر! بیا، برات صبحونه گذاشتم.»
جین: «صبر کن! اون صبحونه رو من درست کردم!»
جیمین: «ولی من براش گذاشتم.»
جین: «پس سهم من چی؟»
ا/ت: «😂 من خودم یه چیزی برمیدارم.»
نامجون: «نه، بشین. من برات میارم.»
ا/ت: «نامجون، من دست و پا دارم! 😂»
هوسوک: «ولی امروز نباید زیاد خسته بشی. تمرین سنگین داریم.»
ا/ت: «من ورزشکارم، هوسوک!»
هوسوک: «میدونم، ولی بازم باید مراقب باشی.»
تهیونگ از اون طرف میز:
«من فکر کنم همهتون زیادی مراقب ا/ت شدین.»
یونگی: «بالاخره یکی حرف منطقی زد.»
جونگوک: «ولی تو خودت دیشب سه بار پرسیدی ا/ت حالش خوبه یا نه.»
یونگی: «من؟»
جونگوک: «آره.»
یونگی چند ثانیه سکوت میکنه.
«...مدرک داری؟»
همه میزنن زیر خنده. 😂
ا/ت: «شما هفت نفر امروز چرا اینقدر عجیبید؟»
جین: «چون یه رقابت داریم.»
ا/ت: «چه رقابتی؟»
جین با افتخار:
«اینکه کدوممون بیشتر حواسش به تو هست!»
ا/ت: «وای نه... 😂»
نامجون: «من از همین الان انصراف میدم.»
جیمین: «دروغ نگو، تو هم میخوای برنده بشی.»
نامجون: «...شاید.»
تهیونگ: «پس شروع کنیم.»
ا/ت: «من چرا احساس میکنم امروز قراره پشیمون بشم؟ 😭😂»
یونگی: «چون درست احساس کردی.»
💜
صبح روز بعد، همه توی آشپزخونه جمع بودن. ا/ت تازه وارد شد.
ا/ت: «صبح بخیررر!»
جیمین: «صبح بخیر! بیا، برات صبحونه گذاشتم.»
جین: «صبر کن! اون صبحونه رو من درست کردم!»
جیمین: «ولی من براش گذاشتم.»
جین: «پس سهم من چی؟»
ا/ت: «😂 من خودم یه چیزی برمیدارم.»
نامجون: «نه، بشین. من برات میارم.»
ا/ت: «نامجون، من دست و پا دارم! 😂»
هوسوک: «ولی امروز نباید زیاد خسته بشی. تمرین سنگین داریم.»
ا/ت: «من ورزشکارم، هوسوک!»
هوسوک: «میدونم، ولی بازم باید مراقب باشی.»
تهیونگ از اون طرف میز:
«من فکر کنم همهتون زیادی مراقب ا/ت شدین.»
یونگی: «بالاخره یکی حرف منطقی زد.»
جونگوک: «ولی تو خودت دیشب سه بار پرسیدی ا/ت حالش خوبه یا نه.»
یونگی: «من؟»
جونگوک: «آره.»
یونگی چند ثانیه سکوت میکنه.
«...مدرک داری؟»
همه میزنن زیر خنده. 😂
ا/ت: «شما هفت نفر امروز چرا اینقدر عجیبید؟»
جین: «چون یه رقابت داریم.»
ا/ت: «چه رقابتی؟»
جین با افتخار:
«اینکه کدوممون بیشتر حواسش به تو هست!»
ا/ت: «وای نه... 😂»
نامجون: «من از همین الان انصراف میدم.»
جیمین: «دروغ نگو، تو هم میخوای برنده بشی.»
نامجون: «...شاید.»
تهیونگ: «پس شروع کنیم.»
ا/ت: «من چرا احساس میکنم امروز قراره پشیمون بشم؟ 😭😂»
یونگی: «چون درست احساس کردی.»
💜
- ۲۰۹
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط