بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد شیش 🍷🔪


روی تخت کنارشون نشستم
+چند ماهه منتظرم این تول. ه به دنیا بیاد من بیام بغلت کنم و یه کارای دیگه

بعد با حسرت گفت
+حالا باید ببینم این تو بغلته یکسره

خنده ام گرفت

داشت به بچه ی خودش حسودی میکرد

مشتی بهش زدم
-حسود نباش

با اخم گفت

+حسود نیستم .. ولی تو حق منی

با خنده گفتم
_بله من مال تووواممم

او هومی گفت

بعد گفت
+کی شیر خوردنش تموم میشه

با حسرت گفتم
_دخترم که رفت ، حداقل پسرم همش تو بغلم باشه

می‌دیدم داره سعی می‌کنه روحیه ی منو عوض کنه

گفت
_ناراحت نباش ، بعدا دوباره کلی بچه برات درست میکنم

لبخند زدم
+چشمم

شلااام شلاااام دوپارت دیگ تقدیم نگاه قشنگتون🥺🥺🥺🫂💋
دیدگاه ها (۸)

بازی_در_خون🍷🔪پارت سیصد هفت🍷🔪بچه دیگه شیر نمی‌خورد گرفتم دستم...

بچهههههه هاااا کادوهارو تا فردا رو کنین تولدمهههه😂😂😂😂🥳🥳🥳🥳🤪🤪🤪...

اخخخخ خودااا ببین کی اینجاست خوش اومدی قلبم اسما دیو خودم خو...

بگین سیسیااا یکم بچتیم حوصلم بگا شد😔💔

تک پارتی(سبقت مرگ):)

my dance partner 🌊#my_dance_partner𝑷𝑨𝑹𝑻 20𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕 ✨ویو جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط