آﻥ ﺳﻮﯼ ﻣﻴﺰ

آﻥ ﺳﻮﯼ ﻣﻴﺰ
ﺗﺠﺴﻢ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺳﺮﺩ
ﻭ پی رﻧﮓ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﯽ
ﺑﺮ ﻟﺒﻪ ﯼ ﺍﺳﺘﻜﺎﻥ ﭼﺎﯼ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ؟
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ
دیدگاه ها (۱۰)

با عطری که تو هدیه داده ای...به دنیا ثابت خواهم کرد...که نه ...

مادربزرگ رفیقمون همیشه میگفت:اگه تو زندگی کم آوردید به عشقتو...

کسی چه میداندشاید همزمان که بلند بلند میخندیم واز گوشهٔ چشم ...

من یکی را می شناسم ؛صبح ها لیبرال است ،ظهرها چپ می زندو غروب...

ﮔﻞ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﺖ ﭼﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺯﻟﻒ ﺷﺐ ﺑﯿﺎﺭﺍﯾﻢﭼﺮﺍﻍ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩﺍﺕ ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺭ...

💎 دکتر الهي قمشه اي چقدر زیبا میگوید :ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺩﻧﺪﻭﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﯿﻦ...

ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻖ ﺳﯿﺎﻫﻢ ﺭﺍﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻭ ﭘﻨﺎﻫﻢ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط