ز عشقت سوختم ای جان کجایی

ز عشقت سوختم ای جان کجایی
بماندم بی سر و سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی
نه در جان نه برون از جان کجایی

ز پیدایی خود پنهان بماندی
چنین پیدا چنین پنهان کجایی

هزاران درد دارم لیک بی تو
ندارد درد من درمان کجایی..؟
دیدگاه ها (۴)

ﺍﯼ ﺳﺎﮐﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺘﯽﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻬﺎﻥ ﮔﺸﺘﯽ ﯾﺎ ﺳﻮﯼ ﻫﻮﺍ ...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

#زناشویی"رفتارهای پیوند دهنده ی رابطه"1."حمایت": ابراز علاقه...

"خوداگاهی"گاهی زندگی سخت است و اما ما سخت ترش میکنیم گاهی حا...

چنین همشهری هایی داریم🤚سیستانی غیرت دارد و مردانه پشت رهبری ...

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرا...

الا ای روی تو صد ماه و مهتابمگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتابمرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط