جـایِ سیلی بـر رُخ مـاهت نشست

جـایِ سیلی بـر رُخ مـاهت نشست
بشڪند دستے ڪه بازویت شڪست

تـا قیامت مورد لـعـن خـداست
آن ڪه راهت را میـان ڪوچه بست
دیدگاه ها (۳)

بی مادر شدیم

من و داداشم فوتبال امشب #هادی

مولا به سوی قبر فاطمه روان است دیگر از این غم قد او کمان است...

یه هوای ناب،یه چای داغ دودی زندگی یعنی همین

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۹: در آستانه‌ی خلاءقلعه با صدایی مه...

باورمان نمی‌شود که خورشیدِ نگاهت، این‌گونه در پسِ پرده‌ی غبا...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط