#درخواستی_هیونلیکس_چانمین

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین
#چند_پارتی
Part:5

#انتخاب_امن

چند دقیقه بعد، صدای تیراندازی از طبقه‌ی پایین اومد. سونگمین و فلیکس همونطور که ساکت بودن به همدیگه نگاه کردن. فلیکس سعی می‌کرد آروم بمونه، اما دست‌هاش می‌لرزید.

یهو صدای باز شدن قفل در رو شنیدن.

در باز شد.

مردی ناشناس با لباس مشکی اومد تو اتاق و اسلحه‌اش رو آورد بالا.

فلیکس با ترس یک قدم عقب رفت. سونگمین دست اونو گرفت و جلوش وایستاد.

اما قبل از اینکه مرد بتونه کاری کنه، صدای شلیک دیگه‌ای تو راهرو پیچید. اسلحه از دست مرد افتاد و خودش روی زمین زانو زد.

چان پشت سر اون وایستاده بود.

چان: گفتم کسی وارد این اتاق نمی‌شه.

چان به سمت سونگمین رفت و آرثم بازوش رو گرفت.

چان: خوبی؟!

سونگمین سرش رو تکون داد، اما وقتی چشمش به لکه‌ی خون روی آستین چان افتاد، رنگ صورتش پرید.

سونگمین: تو زخمی شدی!

چان: چیز مهمی نیست.

سونگمین: چان، دروغ نگو.

چان برای لحظه‌ای به سونگمین خیره موند. سونگمین تنها کسی بود که با وجود ترس، هنوز به فکر اون بود.

چان: فقط یه خراشه.

سونگمین با عصبانیت گفت...

سونگمین: بشین. خودم پانسمانت میکنم.

چان قصد اینو داشت که مخالفت کنه ولی وقتی جدیت سونگمینو دید، بی‌اختیار روی صندلی نشست.

اون شب، برای اولین بار، چان اجازه داد سونگمین زخم‌هاش رو لمس کنه.

و برای اولین بار، هیونجین فهمید که فلیکس تنها کسی نیست که می‌تونه قلب یه مرد سرد رو آروم کنه.

بچه هااا پارت جدیددددددد🥹🥹💋🫂✨
بچه ها من مدرسه‌ام شروع شده و ساعت تعطیلی مدرسه‌ام با شروع کلاس زبانم ۱۰ دقیقه فاصله‌اس و خب واقعا تحت فشارم اکه میبیند دیر پارت میدم لف ندید😭😭😭
اینم نمیدونم خوب شده یا نه اگه بده ببخشید😭😭😭😭😭😭
دیدگاه ها (۷)

#سناریو_استری_کیدزاسمت تو گوشیشون چی سیوه(به عنوان دوست دختر...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

تولدت مبارککککک سونگمینییییییییییییی🥹🫠🥳🐶امیدوارممم بهترین رو...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:2#انتخاب_امنصدای شلی...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart: 1#انتخاب_امنآسمون س...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:3#انتخاب_امنماشین با...

بین دو دنیا p26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط