نه تو می مانی و نه اندوه، و نه هیچیک از مردم این آبادی...

نه تو می مانی و نه اندوه، و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن
لحظه شادی که گذشت
غصه هم می گذرد؛
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
سهراب سپهری
دیدگاه ها (۴)

نَه ما میمانیم نَه اَندوه..وَ نَه هیچ یِک اَز مَردُمِ این آب...

.لحظه ها عُریانند ....به تنِ لحظه خود جامه اندوه مَپوشان ...

به قول سهراب سپهری جان:« به كوتاهی آن لحظه شادیكه گذشت، غصه ...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگ‌کوک برای چند ثانیه هیچ ج...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕آخر هفته بالاخره رسید.الین جلو...

پارت نهم راز خون

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط