چون باد به کوی تو

چون باد به کوی تو
به هر لحظه دوانم
ای جان جهانم
بی مسکن و بی طاقت
و بی جا و مکانم
دردیست به جانم
سرگشته ترین فرصت غمگین خزانم
چون برگ پَرانم
تاریک ترین قصه ی در غُصه نهانم
دیریست نگرانم
بسیار چُنینم
هرلحظه چنانم
مُهر است سکوت
بر دل و تصویر و زبانم..................
#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

روز میلادم با آذر تلاقی کرده بودبغض سرشار مراپاییز تلافی کرد...

و من سایه نشین زخمی ِسلطان ِ پاییزم که از تنهائی و همهمه ی س...

تا زرد نگردد برگتا درد نگردد مرگتا روزنه ی پندارپشت و پس این...

مهربان ، همچو بارانیپریشان ، مثل زندانیگدازان همچو آذرماهخرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط