بنال ای ساز غمگین نغمه سر کن

بنال ای ساز غمگین نغمه سر کن

ز داغ هجر یاران گریه سرکن

بیا سنتور، وقت نالیدن توست

 کنون هنگام بی سامانی توست 

بخوان گرچه صدایت غرق بغض است

بخوان گرچه فلک پشتت شکسته است

به یاد پایور، رب النوع سنتور 

بزن راز و نیاز، در مایه شور

ز راز دل برایم گفتگو کن

ز جور شهرآشوبان ، مویه سر کن

بزن از پرده عشاق رمزی

بگو از داستان مجنون و لیلی

حکایت سر کن از مضراب پرویز 

به یاد دود عودش اشکها ریز

کجا شد خالق دستان و بیداد

ز بیداد زمان، فریاد کن فریاد

مگر از قاصدک چیزی شنید او؟

که سر بر آستان جانان نهاد او

بیا ای ساز غمگین گریه سر کن

"همه غمهای عالم را خبر کن"
دیدگاه ها (۱)

تقدیر من فقط با تک تک بوسه های توبر روی دستانم نوشته شدهتو ...

بارندگی در شهر کوشکنار بهمن 1387دلم برای باران تنگ شده استدل...

دایی جونم 😘 😘 😘 😘 با دنیا عوضش نمیکنم

هندی بلدی ؟قیفر میتاپ ریز کاخبلد نیستی ؟ عیب نداره از آخر بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط