" Win on love"
" Win on love"
Love wins in the end?
Part:12
تهیونگ اهمیتی به شیطونی پسر رو به روش نداد
تهیونگ:میرم حموم
و بدون اینکه منتظر جواب باشه رفت .
بعد از ده مین بیرون آمد و نگاهی به پسرکی که روی تخت به خواب رفته بود نگاه کرد، شلوارک مشکی با پوستش تضاد پرستیدنی ایجاد کرده بود.. قطره های آب از روی موهای تهیونگ میچکید . .
اروم لباسشو عوض کرد و کنار کوک دراز کشید.
تهیونگ:هی کوکی راستش میدونی. از وقتی وارد این عرصه شدی زیر نظر دارمت. حتی اولین مربیت.. و اولین مسابقت که توی۱۴سالگی بود.. تو یه سبک دیگه بازی میکنی.. نگاهت، رفتارت، یه جور دیگس . تو باعث میشی من بخوام همیشه نگاهت کنم.. ازت خسته نمیشم. تو مثل یک عادت داری میشی. اگه بعد از این هفت روز نتونم تو رو برای خودم چی؟ و.....
تهیونگ ادامه میداد ..غافل از اینکه کوک از همون اول بیدار بود.
فلش بک به صبح.
تهیونگ چشاشو باز کرد و با صحنه ای که میتونست باعث ایست قلبش بشه رو به رو شد. کوک توی سینه تهیونگ بود و پاشو روی پهلوی تهیونگ انداخته بود.. و دستای کشیده و مردونه تهیونگ دور کمر کوک بود.. اونقدر این پوزیشن خواب برای تهیونگ رویایی بود.. که میتونست با تا ابد اینجوری بمونه. روی تخت .کوک بغلش . تا ابد...
صدای جیغ جیمین آمد که هردو از روی تخت پریدن و به سرعت رفتن از اتاق بیرون....
یومی: بچها این پارت کمو گذاشتم چون گفتم از خماری درتون بیارم ببرمتون تو یه خماری دیگه هاهاهاهاهاهااا شرطیم ندارع فردا براتون آپلود میکنم باز، فردا براتون فیک″why we ″ رو هم آپلود میکنممم بعدم کرمم گرفته براتون از چشام بزارم.. کرمم ببنید عشق کنید .. چه چشای خوشگلی دارم هاهاهاها ″چه اعتماد به نفسییی″ ولی خوب عینکیم
Love wins in the end?
Part:12
تهیونگ اهمیتی به شیطونی پسر رو به روش نداد
تهیونگ:میرم حموم
و بدون اینکه منتظر جواب باشه رفت .
بعد از ده مین بیرون آمد و نگاهی به پسرکی که روی تخت به خواب رفته بود نگاه کرد، شلوارک مشکی با پوستش تضاد پرستیدنی ایجاد کرده بود.. قطره های آب از روی موهای تهیونگ میچکید . .
اروم لباسشو عوض کرد و کنار کوک دراز کشید.
تهیونگ:هی کوکی راستش میدونی. از وقتی وارد این عرصه شدی زیر نظر دارمت. حتی اولین مربیت.. و اولین مسابقت که توی۱۴سالگی بود.. تو یه سبک دیگه بازی میکنی.. نگاهت، رفتارت، یه جور دیگس . تو باعث میشی من بخوام همیشه نگاهت کنم.. ازت خسته نمیشم. تو مثل یک عادت داری میشی. اگه بعد از این هفت روز نتونم تو رو برای خودم چی؟ و.....
تهیونگ ادامه میداد ..غافل از اینکه کوک از همون اول بیدار بود.
فلش بک به صبح.
تهیونگ چشاشو باز کرد و با صحنه ای که میتونست باعث ایست قلبش بشه رو به رو شد. کوک توی سینه تهیونگ بود و پاشو روی پهلوی تهیونگ انداخته بود.. و دستای کشیده و مردونه تهیونگ دور کمر کوک بود.. اونقدر این پوزیشن خواب برای تهیونگ رویایی بود.. که میتونست با تا ابد اینجوری بمونه. روی تخت .کوک بغلش . تا ابد...
صدای جیغ جیمین آمد که هردو از روی تخت پریدن و به سرعت رفتن از اتاق بیرون....
یومی: بچها این پارت کمو گذاشتم چون گفتم از خماری درتون بیارم ببرمتون تو یه خماری دیگه هاهاهاهاهاهااا شرطیم ندارع فردا براتون آپلود میکنم باز، فردا براتون فیک″why we ″ رو هم آپلود میکنممم بعدم کرمم گرفته براتون از چشام بزارم.. کرمم ببنید عشق کنید .. چه چشای خوشگلی دارم هاهاهاها ″چه اعتماد به نفسییی″ ولی خوب عینکیم
- ۸۴۳
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط