غمگینم و این ربط به خیابان ولیعصر ندارد

غمگینم و این ربطے به خیابان ولیعصر ندارد
که درختانش سالهاست مرا از یاد برده اند
غمگینم و این ربطے به تو ندارد
که پسرِ همسایه ام نبودی
تاهر صبح پنجره را باز کنم
بے انکه جواب سلامت را بدهم
با بنفشه ای در گیسوانم

کاش به زنے که عاشق است
مے آموختند
چگونه انتقام بگیرد

غمگینم که "عشق" این همه مهربان است
دیدگاه ها (۱)

اتاقے بے وزنتهےنگاهم را پٌر کردسایه ای در من فرود آمدهمه ی ش...

چنگ می‌زنم به خیالت!مشتم را که باز میکنم غمگین‌تر می‌شوم...ع...

آدم های رمانتیکقد خر شعور ندارندنمے فهمندکه هیچ چیز جالب و خ...

پدرم همیشه میگفتآدمے که بمیردیخ مے کندسردش مے شود.حرف در دها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط