صـداے قـلبـم مـے پـیچـد در اتـاق ،

صـداے قـلبـم مـے پـیچـد در اتـاق ،
هــیـچ ڪـس باور نــخــواهـد ڪرد
رگــ هـاے مـن بـه جاے نـبـض
بغـض دارنـد . . .
رگـم را بـزنم اشــڪ مــے آیـد !
ڪـجــاے دلــــم دست گـذاشـتـے . .
ڪــه هر چـه آه مـے ڪـشم ، شـڪــل انـگـشـتـان تـو مــے شـود
#mo30bat
دیدگاه ها (۲)

روی دیواربهزیستی نوشته بود:شیرمادر و مهرمادر جایگزینی ندارد،...

⊙ کـبـــریــــت هــــــــایــــت کـــــو!. . . ⊙بعد از سالها...

یاد دارم در غروبی سرد سرد،میگذشت از کوچه ما دوره گرد،داد میز...

قرار است باهم باشیم پس کجایی...؟؟؟!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط