بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هفتاد دو🍷🔪


مثل بچه ها میموند
اصلا وزنی نداشت

تکیه داد به سینه ام و آروم ولی جوری که بشنوم با تت مونده صداش زمزمه کرد
+فکر نکن ازت ترسیدما ، فقط حوصله نداشتم

لبخند عمیقی روی لبم اومد
_باشه..تو نمیترسی من میترسم.

اوهومی گفت
آروم قاشق و نزدیک لبش بردم
+بخورش

چشماشو باز و بسته کرد
_باشه

دهنشو باز کرد و قاشق سوپی که جلو برده بودم خورد
بعد قورت دادنش با اخم برگشت نگاهم کرد
+بدمزه است.. نمیخورم

_مگه دست خودته؟ باید بخوری تقویت بشی..
حرصی نگاهم کرد

تو یه حرکت قاشق و ازم گرفت و تا به خودم بیام پر کرد
جلوی دهنم گرفت
+بخور ببین خودت

با این کارش آبروم بالا پرید
+چرا نمی‌خوری پس!؟ آها شاید دهنیه ب...

قبل اینکه حرفش تموم بشه سرمو بردم جلو
با اینکه داغ بود
ولی کل قاشق و قورت دادم
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد سه🍷🔪+دهنی؟ بچه آخرین چیزی که میتو...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد چهار🍷🔪تند تند میخورد انگار اشتهاش...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هفتاد یک🍷🔪 نمیتونم؟ خیلی کارا میتونم با...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟖پلکام کم کم داشت گرم میشد.از سرما میلرزید...

مافیایه عشق 9:Pبا حرفش کل اتاق در سکوت فرو رفت خشکم زد بود ا...

خون سرخ☆پارت ۳توی کیفم یه نقشه پیدا کردم.....بازش کردم و داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط